اهمیت عمل به سنت های پیامبر

مهمترين چيزي که بايد مسلمان در زندگي روزمره خودش به آن اهتمام بدهد همانا عمل‌کردن به سنت رسول الله -صلى الله عليه وسلم- در تمام حرکت و سکن و گفتار و کردار مي‌باشد بطوري که تمام زندگي خودش از صبح تا شب بر طبق روش و سنت رسول الله -صلى الله عليه وسلم- برنامه‌ريزي بکند.

ذوالنون مصري مي‌گويد: از نشانه‌هاي محبت خداوند، پيروي از محبوب خداوند رسول الله -صلى الله عليه وسلم- مي‌باشد که در اخلاق و افعال و دستورات و سنت از وي متابعت و پيروي نمايد.

خداوند مي‌‌فرمايد:

﴿قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾ (آل عمران: 31).

حسن بصري مي‌گويد: پيروي سنت رسول الله -صلى الله عليه وسلم- نشانه محبتشان به خداوند است.

و همانا مقام و منزلت مؤمن را بر اساس اتباع و پيرويش از رسول الله -صلى الله عليه وسلم- شناخته مي‌شود.

پس هر چند بيشتر سنت رسول الله را در زندگي خودش پياده کند درجه و مقامش نزد خداوند بالاتر و گرامي‌تر است.

اينجانب به خاطر زنده نمودن سنت رسول الله در زندگي روزمره مسلمانان از (عبادت، خواب، خوردن و نوشيدن، برخورد با مردم، پاکيزگي و طهارت، ورود و خروج و نحوه لباس پوشيدن و غيره...) جمع‌آوري و تأليف نمودم.

اي عزيز بيانديش، اگر يکي از ماها مبلغي پول را گم نمايد چگونه ناراحت و غمگين مي‌شويم، و براي يافتن آن جستجو و کوشش مي‌نمائيم، ولي چقدر سنت در زندگي ما افتاده، آيا براي جامه عمل پوشاندن به آن تلاش نموده‌ايم؟؟!!

گنج های نیکی-5

 

 گنج پنجم: لا حول و لا قوة الا باالله

عن أبو موسى الأشعري رضي الله عنه قال قال رسول الله صلى الله علية وسلم : ( ألا أدلك على كلمة من كنوز الجنة - أو قال - على كنز من كنوز الجنة؟ فقلت : بلى. فقال: لا حول ولا قوة إلا بالله ). صحيح مسلم.

از ابوموسي اشعري رضي الله عنه روايت است که رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمود آيا تو را راهنمايي نکنم به کلمه اي از گنج هاي بهشت – يا فرمود – به گنجي از گنج هاي بهشت ؟ پس گفتم بله اي رسول خدا . پس گفت : لا حول و لا قوة الا باالله

 

آثار گناه-6

 

 6- گناه باعث از بين رفتن رزق و روزي و نعمتهاي خدا بر بندگان ميشود و سبب مي شود که برکت از رزق و روزي و عمر و علم و عملِ انسان گرفته ميشود.

قال الله تعالي:*وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آَمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ*(الأعرا ف96 )«اگر مردمان اين شهر ها و آباديها به خدا وانبياء ايمان مي‌آوردند و از کفر و معاصي پرهيز ميکردند؛ درگاه خيرات و برکات آسمان و زمين را بر روي آنها ميگشوديم.»

رسول اکرم ميفرمايد: « إِنَّ الرَّجُلَ لَيُحْرَمُ الرِّزْقَ بِالذَّنْبِ الَّذِي يُصِيبُهُ »ابن‌حبان- حسن «همانا شخص به وسيله‌ي گناهي که انجام ميدهد از رزق و روزي محروم ميشود.»

آثار گناه-5

 5- يکي از اثرات بد گناه، از بين رفتن«حياء» است. حياء که مايه زنده بودن قلب و اصل همه خوبيها و خيرهاست، بر اثر تكرار گناه و اصرار بر آن، از بين ميرود. رسول اکرم ح مي‌فرمايد: (الْحَيَاءُ خَيْرٌ كُلُّهُ )(صحيح مسلم )حياء همه‌اش خير است.

آثار گناه-4

 

4- گناه، انسان را ذليل و خوار مي کند و عزّت و سربلندي را از او مي گيرد .

قال الله تعالي: (مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا) فاطر10 «اگر کسي عزت و سر بلندي ميخواهد، همانا تمامي عزّت از آنِ خداست.»

بدن انسان به یک سی‌سی الکل هم نیاز ندارد

 

 

 

 

 

استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با تاکید براینکه مشروبات الکلی هیچ نقشی از پیشگیری از بیماری‌های قلبی و عروقی ندارد و بلکه عاملی برای ابتلا به این بیماری‌هاست، گفت:«مصرف بالای مشروبات الکلی و در دراز مدت به بافت کبد آسیب و باعث ایجاد کبد چرب و حتی از کار افتادگی این عضو حیاتی بدن می‌شود.»

دکتر مسعود کیمیاگر در گفتگو با خبرنگار سامانه خبری«سلامت‌نیوز» در خصوص میزان الکل مورد نیاز بدن، اظهار داشت:«بدن انسان حتی به یک سی‌سی‌ الکل هم نیاز ندارد و القای این مطلب به جوانان از سوی برخی افراد که بدن نیاز روزانه به الکل دارد سرپوشی برای مصرف مشروبات الکلی و آبجو است.»

وی افزود:«مصرف مشروبات الکلی برای پیشگیری از بیماری‌های قلبی عروقی یکی از باورهای غلطی است که در کشورهای اروپایی و امریکا رواج دارد.»

این متخصص تغذیه تصریح کرد:«وجود ترکیبات رنگی وآنتی اکسیدان موجود در مشروبات الکلی باعث چنین باوری شده است در حالی که مصرف آن در دراز مدت می‌تواند به بیماری‌های قلبی منجر شود.»

کیمیاگر گفت:«مصرف معتدل و کم مشروبات الکلی اثرات جسمانی و فزیولوژیک ندارد ولی باعث وابستگی فکری و رفتار غیر طبیعی در افراد می‌شود .»

این استاد دانشگاه ادامه داد:«با مصرف مشروبات الکلی فرد در قبال رفتار و گفتار خود اراده‌ای ندارد و امکان بروزهر نوع رفتار ناشایست و خلاف عرف جامعه وجود دارد.»

این متخصص تغذیه اظهار داشت:«مصرف بالای مشروبات الکلی و در دراز مدت به بافت کبد آسیب و باعث ایجاد کبد چرب و حتی از کار افتادگی این عضو حیاتی بدن می‌شود.»

کیمیاگر تصریح کرد:«همچنین مصرف مشروبات الکلی با تحریک معده، دستگاه گوارش را آسیب پذیر و عمل هضم را مشکل مواجه می‌کند.»

 

10درصد از دانشجویان هلند مسلمانند

 

 

اخبارجهان اسلام: رادیو هلند اعلام کرد که به شکلی غیر قابل انکار حجاب در دانشگاهها و مدارس هلند دیده می شود به صورتی که پوشش حجاب بر فضای این اماکن آموزشی سایه افکنده است.

این رادیو گفت: در دانشگاه آمستردام حدود 2000 دانشجوی دختر و پسر وجود دارد و این یعنی 10% این دانشگاه را مسلمانان تشکیل می دهد.

و این رادیو افزود: دانشجویان مسلمان با وجود تبلیغات منفی ای که بر ضد آنها انجام می شود موفقیتهای بسیاری را کسب کرده اند.

خانم دکتر لینی براور متخصص علوم زیست شناسی در دانشگاه آزاد آمستردام می گوید:افزایش دانشجویان مسلمان به شکل چشمگیری در دانشگاههای هلند وجود دارد، با وجود اینکه پدران و مادران این دانشجویان بیسواد هستند و حتی بلد نیستند که اسم خود را بنویسند و لی فرزندان آنها توانسته اند در مقطع عالی درس بخوانند.

دکتر لینی براور علت این امر را وجود مؤسسات اجتماعی هلندی دانست که این فرصت را در اختیار دانشجویان مسلمان هلندی قرار می دهند ولی از این مهمتر این است که مسلمانان توانسته اند از این فرصتها به بهترین شیوه بهره ببرند.

مجلس حقوق بشر دشمنی با اسلام را محکوم کرد

 قابل ذکر است که مجلس حقوق بشر سازمان ملل با اکثریت غیر قاطع بر ضد دشمنی با اسلام رأی دادند و این محکوم کردن شامل منع ساخت مناره و دیگر قانونهای نژاد پرستانه بر ضد مسلمانان می شود.

این بیانیه از تبلیغات بر ضد ادیان ابراز نگرانی کرد به ویژه در مورد اسلام که بعد از حملات 11 سپتامبر این تبعیضها و افتراها بر ضد اسلام بیشتر شده است.

این طرح با پیشنهاد پاکستان به نام سازمان کنفرانس اسلامی انجام شد و با اکثریت نه چندان بالایی تصویب شد به طوری 20 رأی موافق و 17 رأی مخالف و 10 رأی ممنتع داشت.

آمریکا و اتحادیه ی اروپا با این طرح به شدت مخالفت کردند و به دروغ آنرا ابزار تفرقه نامیدند.

سفیر فرانسه که به عنوان نماینده ی اتحاد اروپا در این نشست سخنرانی کرد گفت: قوانین بین المللی از حقوق آزادی های دینی دفاع می کند ولی این دفاع کردن از آزادیهای مذهبی از وظایف قوانین بین المللی نیست.

سفیر پاکستان زامیر اکرم از این طرح حمایت کرد و گفت ما به منظور حمایت از منع یهود ستیزی و دشمنی با مسحیت و اسلام این طرح را اجرا می کنیم.

و اکرم گفت: در این طرح اشاراتی به اسلام  ومسلمانان دارد که در بعضی از نقاط جهان دچار مشکلات و گرفتاری های وحشتاکی می شوند.

آثار گناه-1

بازدیدکننده عزيز!

پيش روي شما برخي از آثار گناه و معصيت بر دل سفيد كاغذ نقش بسته به اميد آنكه دلهاي پاك و سفيد شما از آلودگي و سياهي گناه محفوظ باقي بماند. همانطور كه در ادامه از نظر شما خواهد گذشت، ارتكاب گناه فقط موجب عقوبت اخروي نمي‌شود؛ بلكه بسياري آثار ملموس و دنيوي در پي دارد كه هر كدام به تنهايي براي وحشت و فرار از گناهان كافيست. به اميد آنكه الله ﻷ من و شما را از تمامي گناهان- چه كوچك و چه بزرگ- مصون بدارد...

 

1- يكي از مهمترين آثار گناه، محروم شدن از علم و دانش است؛ علمي که خداوند در قرآن و سنّت قرار داده است و مايه سعادت دنيوي و اخروي بشر است؛ انسانهاي گناهکار از اين علم محروم ميشوند. الله ﻷ ميفرمايد: *وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ& البقرة282 «از خدا بترسيد و تقوي داشته باشيد،خداوند شما را مي‌آموزد.» امام شافعي: ميفرمايد: «همانا علم، نور خداست و نور خدا به انسانهاي گناهکار داده نمي شود.»

در پست های بعدی دیگر آثار را برای شما عزیزان درج می کنیم.

اخراج دختر محجبه از مدرسه اي در اسپانيا

 

يک دختر مسلمان 16ساله به دليل استفاده از حجاب از مدرسه "کاميلو خوسه سلا" واقع در ناحيه "پوزئلوآلکورکون" در اطراف مادريد پايتخت اسپانيا اخراج شد.
به گزارش ايرنا، اين دختر که "نجوا مالحا"نام دارد و مغربي الاصل است، از دوماه پيش اقدام به استفاده از حجاب کرد ابتدا با مخالفت چهار تن از آموزگاران مدرسه خود روبرو شد و سپس هفته پيش از ورودش به کلاس هاي درس ممانعت گرديد.
اين درحاليست که قوانين عمومي اسپانيا مانع ازادامه تحصيل دانش آموزان محجبه در مدارس اين کشور نيست، اما مدرسه کاميلو خوسه سلا که به نام برنده جايزه ادبي صلح نوبل نام گذاري شده ، براساس مقررات داخلي خود اين ممنوعيت را ايجاد کرده است.
نجوا مالحا که اخراجش از مدرسه، بازتاب وسيعي در مطبوعات اسپانيا يافته است ، دراين باره تصريح کرد که درمورد وي تبعيض قائل شده اند.
بنا برگفته اين دختر محجبه 16ساله، مديريت مدرسه کاميلو خوسه سلا به وي اجازه نشستن بر سر کلاس چهارم متوسطه را نمي دهد و اعلام کرده که نجوا درصورت تمايل مي تواند درسالن انتظار يا لابي آن هم درهنگامي که اجتماعي درآنجا نباشد، حضور يابد.
بر اساس ماده 32 قوانين و مقررات داخلي اين مدرسه متوسطه، استفاده از پوشش حجاب اسلامي يا پوششي تحريک کننده درآن مممنوع است.
اين درحاليست که جمعيت مسلمانان اسپانيا حدود دو ميليون نفراست و قوانين عمومي اين کشور چنين ممنوعيتي را وضع نکرده است، اما درعين حال تاکنون هيچيک از نهادهاي قانوني اين کشور نيز براي اجراي قانون در راستاي حمايت از اين دختر محجبه به عمل نياورده اند .
ممانعت از استفاده ازحجاب درمدارس اسپانيا براي نخستين بار نيست که رخ داده است .در سال 2002 ميلادي نيز ازورود " فا طمه الادريسي" با حجاب به مدرسه در مادريد مخالفت شد و درسال 2007 هم با ازورود "شايما سايداني" به مدرسه در شهر جيرونا جلوگيري گرديد و موارد مشابه ديگري نيز تاکنون در شهرهاي سئوتا و مليله_ که حداقل نيمي ازجمعيت آنها مسلمان هستند و مغرب برآنها ادعاي ارضي دارد _ وجود داشته است.

خانواده نجوا که در اسپانيا متولد شده در سال 1986 ميلادي به اين کشور مهاجرت کرده اند.
 

تشدید ممنوعیت حجاب در کشورهای اروپایی

  
ممنوعیت حجاب فقط به بلژیک و فرانسه محدود نمی شود؛ بلکه این مسئله در سایر کشورهای اروپا هم وجود دارد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اخبار جهان اسلام هم اکنون مجلس هلند نیز تلاش می کند تا طرحی را برای ممنوعیت پوشاندن صورت توسط زنان در مدارس و ادارات دولتی به تصویب برساند. 
در سوئیس نیز دولت قصد دارد لایحه ای را برای ممنوعیت پوشاندن صورت زنان مسلمانان به مجلس بفرستد.
اخیرا در این کشور ساخت مناره برای مساجد ممنوع شد.
در نروژ نیز ورود دختران محجبه اجازه ورود به مدارس دولتی را ندارند.
 

سبب نامگذاري عاشورا به اين اسم


 

در مورد نامگذاري اين روز به نام عاشورا اقوال و روايات متعددي ذكر شده است بعضي مي گويند كه سبب نامگذاري عاشورا به اين نام همانا دهم ماه محرم است و اين قول واضح تر و نزديكتر به دهم ماه محرم است، و گفته شده است كه عاشورا روزي است كه خداوند تعالي ده پيامبرش را با ده كرامت افتخار بخشيده است كه از قرار ذيل است.

اول: در اين روز، خداوند موسي عليه السلام را نصرت بخشيد، در دريا راه را  برايش باز نمود تا از چنگ فرعون نجات يافت و فرعون با لشكرش غرق گرديد.

دوم: در اين روز كشتي نوح عليه السلام با سلامتي در جودي استقرار يافت.

سوم: در اين روز يونس عليه السلام از شكم نهنگ نجات يافت.

چهارم: در اين روز خداوند توبة آدم عليه السلام را پذيرفت.

پنجم: در اين روز يوسف عليه السلام از قعر چاه تاريك بيرون آورده شد.

ششم: در اين روز عيسي عليه السلام به دنيا آمد و در همين روز به آسمان برده شد.

هفتم: در اين روز خداوند داود عليه السلام را مورد عفو و بخشش خود قرار داد.

هشتم: در اين روز ابراهيم عليه السلام چشم به جهان گشود.

نهم: در اين روز چشمان يعقوب عليه السلام دو باره روشن گرديد و بينا شد.

دهم: در اين روز گناهان گذشته و آيندة پيامبر بزرگ اسلام صلي الله عليه وآله وسلم بخشيده شد.

دركتاب هاي تاريخ خصائص زيادي در مورد روز عاشورا ذكر شده است كه ارتباطي به نامگذاري آن ندارد، و در مورد پيامبران بايد گفت كه خصائص و كرامات آنان بالاتر از اين عدد است،

 
  با شيطان سخن بگو 
خواهران و برادران ايماني باور كنيد اين موضوع شوخي نيست ...
يقيناً اين روش بر روي اشخاص بسياري تجربه شده و مفيد واقع گرديده ...
اگر مي خواهي ديگر هيچ گاه نماز صبح خواب نماني ، حتماً ادامه مطلب را دنبال نما .

اگر مي خواهي ديگر هيچ گاه نماز صبح خواب نماني ، حتماً ادامه مطلب را دنبال نما
خواهران و برادران ايماني باور كنيد اين موضوع شوخي نيست ...
يقيناً اين روش بر روي اشخاص بسياري تجربه شده و مفيد واقع گرديده ...
و شيطان به بيدار كننده آنها براي نماز صبح تبديل شده ...
اينك روش آن را تقديمتان مي كنم ...

اول : ياري خواستن از الله تعالي

دوم : سخن گفتن با شيطان و اينكه به او بگويي اگر امروز نماز صبح را از من ضايع نمودي و قضا كردي ، پس خودم را جريمه مي كنم و تو را نيز با انجام كارهاي حلال از جمله صدقه و روزه و قرائت قرآن و استغفار و توبه و ذكر و صله رحم و ... عقوبت خواهم نمود تا اينكه از كار خود پشيمان گردي اي ابليس ، به راستي من امروز نماز صبح نخوانده ام و تو اينچنين هر روز نماز صبحم را ضايع ميكني ...

سوم : دوستان من ، به راستي تلاش شيطان فوت نمودن ثواب بزرگ تر از ماست . پس اگر بداند كه با برنخواستن براي نماز صبح ، تو تمام اين نيكي ها را انجام خواهي داد ؛ خود اولين كسي خواهد بود كه تو را از خواب بيدار مي كند .

چهارم : لازم است اين نكته را بداني كه شيطان جديّت تو را خواهد آزمود كه آيا تنها اين بار اينچنين كردي يا اينكه واقعاً بر حرف خود عمل مي كني ... پس اگر بداند كه تو بر انجام عهد خود مصمم و جدي هستي ، خود اولين كسي مي شود كه تو را براي نماز بيدار مي كند ...

پنجم : اين روش را مي تواني براي هر گناهي كه ترك آن برايت دشوار است ، به كار گيري .

و در آخر؛ دوستان عزيز با هم براي خشمگين نمودن شيطان بشتابيم... و بر او بخنديم ... چنانكه به ما مي خنديد... و بدين وسيله خداوند از ما خوبي مي بيند ... و تنها اوست ياري رسان .

انجمن اينترنتي اهل سنت ايران


 
 
 
 
 

عاشورا در لغت

 

 روز دهم ماه محرم را عاشورا گويند، زيرا عدد ده را در عربي  عشر مي گويند و اين

كلمه به چند لفظ مختلف در كتابهاي لغت عربي ذكر شده است مانند عاشوراء -

عشوراء - عاشورا - عشورا- عاشور بر وزن هارون در بعضي از كتاب هاي قاموس

عربي، عاشورا روز نهم محرم را نيز گفته اند و علماي لغت در اصل كلمه عاشورا

اختلاف دارند، بعضي مي گويند عاشورا كلمه عربي است و بعضي ديگر عاشورا را

كلمه عبراني خوانده اند.            

گناه و عواقب آن

 

مولانا فاروقي امام جمعه اهل سنت بيرجند
قال الله تعالي: (ظهرالفساد في البروالبحر بما کسبت ايدي الناس ليذيقهم بعض الذي عملوا لعلهم يرجعون)
موضوع اين هفته در مورد گناه و راهکارهاي نجات از عذاب خدا، در دنيا و آخرت است. از ابتداي خلقت آدم علي نبينا و عليه الصلاة و السلام، سنت الهي بر اين بوده که خداوند متعال؛ بسياري از گناهکاران را در دنيا مجازات نمايد، تا پند و اندرز و درس عبرتي باشد براي آينده گان. رانده شدن ابليس از جمع فرشتگان با آن مقام و منزلتي که در بين فرشتگان داشت. بخاطر نافرماني و سرپيچي او از دستور خدا بود، غرق شدن قوم نوح (ع ) بخاطر نافرماني کردن ونپذيرفتن دعوت پيامبر خدا بود. هلاک قوم عاد و ثمود، نازل شدن عذاب بر قوم و شعيب، غرق شدن فرعون و لشکريانش در زمين، فرو رفتن گنجاي قارون با خودش. همه اين داستانهايي که در رابطه با امتهاي گذشته در قرآن آمده براي پند پذيرفتن و اندرز گرفتن است.
قرآن کتاب داستان و قصه نيست! اين سنت الهي است که ادامه داشته و ادامه خواهد داشت. خداوند متعال مي فرمايد: (فهل ينظرون الاسنة الاولين، فلن تجد لسنة الله تبديلا و لن تجد لسنة الله تحويلا) آيا انسانهاي گناهکار و نافرمان انتظار ميکشتند که سنت گذشتگان، که همان عذابي که بر امتهاي گذشته نازل شده بر آنها هم نازل شود.
آري؛ اين سنت و روش خدا است و روش خدا براي مجازات گناهکاران در اين دنيا تغيير نکرده و نخواهد کرد. تمام مصيبتهايي که امروز به ما مي رسد بر اثر گناه و معصيت است. قرآن به صراحت اين موضوع را بيان مي کند (و ما اصابکم من مصيبة فبما کسبت ايديکم و يعفو عن کثير) هر مصيبتي که به شما مي رسد به خاطر گناه و معصيتي است که انجام داده ايد.

بدعت‌هاي جنازه -2


هيچ مرد و زن مسلماني حق ندارد براي عزا و اندوه لباس خاصي بپوشد يا در بدن، قيافه، منزل يا محل کارش نشانة مخصوصي قرار دهد که بر عزاداريش دلالت کند، چه، با رفتن يکي از زندگان به سراي آخرت، لزومي ندارد که در امور زندگي هرج و مرج و بي‌سر و ساماني رخ دهد. چنان که گفته‌اند: مرده مرده بايد زنده زندگي کند و از آنجا که عواطف زنان در برابر مصيبت‌ها آسيب‌پذيرتر و براي تجديد خاطرات از ياد رفته آماده‌تر است، اسلام براي آنان مدت معيني را جهت عزاداري در نظر گرفته است. پيامبرص فرموده است: «لايحل لامرأة تؤمن بالله و اليوم الاخران تحد علي ميت فوق ثلاث ليال، الاعلي زوج، اربعة اشهر و عشرا».

«براي زني که ايمان به خدا و روز آخرت دارد روا نيست بر مرده‌اي بيش از سه روز عزادار باشد، مگر بر شوهرش که چهار ماه و ده عزاداري مي‌کند».

از اين نظر همة اقارب زن يکسان‌اند و بيش از سه روز حق عزا گرفتن ندارد، و عزا گرفتن به اين شکل که زينت و عطر و ديگر امور عادي را فروگذارد.

ولي شوهر در زندگي زن جايگاه دارد و با فقدان وي آينده‌اش دگرگون مي‌گردد، و اين خود اقتضا دارد که براي وي مدتي طولاني‌تر عزا گيرد، تا پس از سپري شدن آن به زندگي عاديش روي آورد.

به همين شکل برپايي تظاهرات پرهياهو به دنبال جنازه هم در اسلام جايي ندارد. يعني بالا کردن صدا حتي در تلاوت قرآن و ذکر خدا هم نارواست، هر چند بسياري عادت دارند که کساني را فراخوانند تا اين داد و فريادهاي زشت را سردهند. صاحب «المدخل» گفته است: اين عمل با سنت پيامبرص ياران و سلف صالح مخالفت دارد و کسي که قدرت جلوگيري دارد بر وي واجب است که اين منکرات را منع کند. عده‌اي از مردم علاوه بر آن، شيون بر چهره و بر پيشاني کوبيدن و اعمالي از اين قبيل را نيز افزوده‌اند، حال آن که يکايک اين امور با سنت و شيوة سلف صالح در زمينة تشييع جنازه در تضاد است.

جنازه‌هاي آنان با خشوع و وقار همراه بود، به گونه‌اي که صاحب مصيبت نسبت به ديگران قابل تشخيص نبود، همة‌شان شريک اندوه وي بودند و در همان لحظه که مرده را با خود حمل مي‌کردند غرق تفکر و هراس بودند، زيرا چنين سرنوشتي در انتظار آنان نيز بود .... ».

حسن بصري گفته است مرده فردا مردة امروز را تشييع مي‌کند.

کسي که در حضور عبدالله بن مسعودt گفت: براي برادرتان ـ يعني مرده ـ آمرزش بخواهيد. ابن مسعود برايش گفت: «خدا نيامرزدت» زيرا نمي‌پسنديد که هيچ‌گونه صدايي در وقت تشييع جنازه بالا شود.

آنان که با کوچکترين فرياد برخاسته در جنازه برخوردي داشتند اگر اعمال فرومايگان امروز و دلقک‌بازي‌هايشان را مي‌ديدند، به ويژه آنگاه که با نغمه‌هاي تلاوت و نوحه‌خواني توأم مي‌گردد، چه مي‌گفتند؟

تعزيه‌اي که اسلام گفته است حالت جانبي دارد، و بازماندگان مصيبت‌زدة ميت نه آمادگي خاصي براي آن مي‌گيرند و نه در جاي خاصي به خاطر آن تجمع مي‌کنند. سلف صالح عادت داشتند که به کارهايشان مصروف باشند و هر گاه با انسان مصيبت رسيده‌اي روبرو مي‌شدند برايش تسليت مي‌گفتند.

اما وضع خلف ايشان دگرگون گرديده، و آنان که دچار مصيبت از دست رفتن کسي مي‌شوند خود را ملزم و مجبور احساس مي‌کنند که جايي را براي عزاداري آماده سازند و براي پذيرايي تسليت‌گويندگان خوردني و نوشيدني فراهم آورند.

در حالي که سنت اسلامي اقتضا دارد که خانوادة ميت مورد همدردي و همکاري قرار گيرند و برايشان طعام برده شود، نه اينکه ايشان در کنار مصيبت خويش به پذيرايي و آماده‌سازي غذا براي ديگران مشغول شوند.

هنگامي که جعفربن ابي‌طالب به شهادت رسيد، پيامبرص فرمود: «اصنعوا لآل جعفر طعاماً، فقداتاهم مايشغلهم». «براي خانوادة جعفر طعامي آماده سازد، چرا که برايشان مشغوليتي فراهم آمده است».

فقها اتفاق دارند که غذاي آماده شده از سوي خانوادة ميت براي اجتماع‌کنندگان، مکروه است زيرا اين عمل ياري کردن بر بدعت است.

امام احمدبن حنبل/ گفته است: «اين عمل از اعمال جاهليت است» و به شدت با آن مخالفت نشان داده است.

جريربن عبدالله گفته است: «ما صحابه» گرد آمدن در خانة ميت و آماده ساختن طعام براي ميهمانان را پس از وفات وي جزئي از نوحه‌گري مي‌شمرديم» يعني عملي که از اعمال جاهليت شناخته شده بود.

شگفت‌آور اين است که همان جاهليت، امروزه روح عادات و سنت‌هاي رايج در ميان ماست.

قبرستان‌ها محل توزيع صدقات نيست، اما ديده‌ام اوقاف فراواني را برخي مردگان براي طعام دادن و توزيع آب در محلشان و حتي براي تزيين آن با انواع گل‌ها، وصيت نموده يا از قبل تخصيص داده‌اند، اين نوع صدقه ريشه در جاهليت کهن دارد. آن هنگام بر سر قبرستان‌ها حيوانات را سر مي‌بريدند تا رحمتي در حق ميت باشد، ولي اسلام اين عمل را ممنوع قرار داد.

پيامبرص فرموده است: «لاعقر في الاسلام».

«سر بريدن حيوانات بر سر قبر در اسلام اصلي ندارد».

اما به نظر مي‌آيد که مسلمانان در عوض سر بريدن حيوانات، گوشت پخته همراه با نان و ميوه را به اين هدف رايج ساختند و همة اينها نوپيداست و فاقد اصل شرعي.

به نظر من علت همة اين‌گونه کارها ضعف اعتقاد مسلمانان به اصل «مسئوليت فردي» در زمينه جزاي اخروي است و نيز چنگ زدنشان به برخي روايات که اشاره دارد به انتفاع مردگان از اعمال زندگان.

آن دسته از احاديث که در اين باره آمده و به درجه صحت رسيده است، نبايد به گونه‌اي فهميده شود که منهدم ساختن قواعد ثابت حساب اخروي را در پي داشته باشد، زيرا براي آنها تأويلات معقولي است که اهل علم به آن آگاهند.

با اين حال مردم عوام پافشاري دارند که کساني را استخدام کنند تا قرآن را بر مردگان تلاوت کنند و از آن طريق به مردگان نفعي عايد شود، و من امتي را نمي‌شناسم که با کتاب مقدسش اين شيوه را در پيش گرفته باشد، که در ميان زندگان متروکش قرار دهد و در ميان مردگان به تلاوتش پردازد!!

-------------------------------------------------------------

منبع : حقيقت دين و افسانة خرافات

مؤلف : محمد غزالي

مترجم : محمد محقق

حقايق جديد درباره مگس

   
سالها پيش يکي از ملحدان گفته است که اي مسلمانان چگونه راست مي پنداريد مگسي که بيماريها را حمل مي کند در آن شفا باشد؟ اين مسئله غير منطقي است و انسان عاقل آنرا نمي پذيرد.

حقيقت اين است که در آن زمان نمي دانستم چگونه به او پاسخ گويم. چرا که سرشت ملحد سرشتي مادي است که به عالم غيب ايمان نمي آورد، بلکه دلايل مادي ملموس مي خواهد . او تجاربي را که مسلمانان به دست آورده اند، نمي داند. بنابراين چاره اي نيست که حقايق جديد درباره مگس را که غربيها آنرا به دست آورده و کشف کره اند، بيان کنید.

 

برای خواندن ادامه این متن به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

حور بهشت_1

 

حور به چه معنايي مي آيد:
كلمه حَوَرَ به معناي شدت سفيدي چشم و شدت سياهي آن است.
وَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ الْحُورُ السُّودُ الْحَدَق . ( ابن عباس مي گويد: حُور به كسي مي گويند كه حدقه چشمش سياه است. )
ابن قيم مي گويد: حور جمع حوراء است و حوراء به زن جوان و قشنگ و سفيد و داراي چشمهاي بسيار سياه مي گويند.

بدعت‌هاي جنازه -1


مسلمانان در تشييع مردگان و کاستن از فشار درد ارتحال آنان، عادت و رسوم کمرشکني دارند و نه تنها از نظر مالي که حتي از نظر اخلاق و توانايي جسمي.

اين عادات و مراسم آميزه‌اي از بدعت و معصيت است، و با همة سنگيني و تکليفي که دارد، مردم به آنها متمسکند و خود را در مراعات آنها مجبور مي‌يابند.

ما ديده‌ايم که مستمنداني بي‌بضاعت از ديگران وام مي‌گيرند تا اين مراسم را برپا کنند، مراسمي که شکل دين را به خود گرفته و از دين هم مهمترش مي‌پندارند!!

به محض اينکه کسي در جوامع ما درگذشت، بازماندگانش بي‌درنگ دست به کار مي‌شوند تا کرامتشان را حفظ کنند و احترام خود را به مرده‌شان ثابت کنند. براي اين کار اماکني را آماده مي‌سازند تا از خيل تعزيت‌گويان استقبال شود، و اين عمل يک شبانه‌روز يا بيشتر از آن وقت مي‌گيرد، و در خلال اين مدت عده‌اي از قاريان قرآن استخدام مي‌شوند تا با تلاوتشان آن شب‌ها را زنده سازند ـ و شايد بميرانند ـ تلاوتي که عده‌اي اندک بدان گوش مي‌دهند، و باز عده‌اي به مراتب اندک‌تر از شنوندگان به معانيش پي مي‌برند.

پس از عزاداري، هفته‌هاي بعد يا دو هفته ديرتر به برگزاري محافلي مي‌پردازند تا در ضمن زيارت قبر خيرات و صدقه‌اي نيز پرداخته شود، و به مناسبت چهلمين روز درگذشت وي نيز مراسمي از اين قبيل تکرار مي‌شود و به همين‌گونه در اولين سالگرد و دومين سالگرد و ... .

کسي که فهم درستي از دنيا داشته باشد اين مصارف و تکاليف را تأييد نمي‌کند چه رسد به کسي که فهم درستي از دين دارد.

آلمان در جنگ جهاني دوم نزديک به ده ميليون نفر کشته داد، اما چه کرد؟

مردگان را آرام به خاک سپرد و تلاشش را براي ادامة حيات با جديت از سرگرفت و در خلال چند سال خسارت‌هاي به بار آمده از جنگ را جبران کرد.

ولي ما براي يک مرده آن همه تشريفات مي‌گيريم، اگر به جنگي گرفتار شويم که هزاران نفر تلفات داشته باشد چه خواهيم کرد؟؟

بدون شک جلسات فراوان عزاداري و زيارت‌هاي پياپي قبرستان‌ها و محافل متعدد به مناسبت اولين پنجشنبه، اولين چهلم و اولين سالگرد برگزار خواهد شد! و بدون شک اين عملکرد مسلمانان جز حماقت سزاوار هيچ نامي نيست.

آنچه مايه تأسف بيشتري است اينکه عوام‌الناس ـ و حتي خواص ـ به اين حماقت‌ها لباس دين مي‌پوشانند.

بعضي از سخنرانان که به حرفة موعظه اشتغال دارند، نتوانستند اين محافل را ناديده بگيرند، لذا کوشيدند براي آن که شکل مشروعتري به آن ببخشند، علاو بر تلاوت قرآن دروس عمومي را نيز به آن اضافه کنند!! اين راه حل مشکل را بغرنج‌تر مي‌سازد.

هيچ درماني براي اين نابساماني‌ها نمي‌توان يافت جز رو آوردن صادقانه به سنت صحيح و محو اين عادات ناپسند. سنت اسلام ـ در زمينة اين امور ـ اين است که شخص مسلمان با حفظ روحيه با قضاي الهي روبرو گردد، و اجازه ندهند که اندوه و غم به ساحت روانش راه يابد مگر به طرز گذرا.

يعني به محض آن که مصيبتي به وي رسيد کوشش کند روحية از دست رفته را بازيابد و زندگي عاديش را از سر گيرد و بيش از پيش معرفت الهي را حاصل کند و تسليم حکمش باشد و به آنچه در نزد اوست چشم اميد دوزد.

پيامبرص فرموده است: «من استرجع عند المصيبة جبر الله مصيبته و احسن عقباه و جعل له خلفاً يرضاه».

«کسي که هنگام رسيدن مصيبت بگويد انا الله و انااليه راجعون خداوند جبران مصيبتش را مي‌کند و عاقبتش را نيک مي‌گرداند و برايش جانشيني پسنديده قرار مي‌دهد».

منبع : حقيقت دين و افسانة خرافات

مؤلف : محمد غزالي

مترجم : محمد محقق

آيا حضرت يوسف عليه السلام ازدواج کرده است؟

 
آيا حضرت يوسف عليه السلام ازدواج کرده و از او فرزنداني به جاي مانده اند؟ و آيا از بين فرزندانش، کسي پيامبر بوده است يا نه؟ و آيا از قرآن و سنت، دليلي برآن وجود دارد؟ چون خيلي از مردم معتقدند که زليخا، زن عزيز مصر، مسلمان شده و خداوند جوانيش را به او برگردادنده و يوسف عليه السلام او را به ازدواج خود در آورده، آيا اين صحت دارد؟
جواب:
مورخين و مفسرين نقل ميکنند که يوسف عليه السلام زليخا را بعد از اينکه توبه کرده، به ازدواج خود در آورده و نيز روايت کرده اند که زليخا دو فرزند براي يوسف بدنيا آورده.
محمد بن اسحاق ميگويد:
" هنگامي که يوسف به پادشاه مصر گفت: ( اجعلني علي خزائن الارض إني حفيظ عليم ) يعني: مرا بر خزانه هاي زمين بگمار، به درستي که من بسيار حفاظت کننده و عالم به آن هستم. پادشاه مصر گفت: به تو سپردم! و او را به جاي إطفير بر خزائن گمارد و إطفير را برکنار کرد. خداوند ميفرمايد: ( و کذلک مکّنّا ليوسف في الارض يتبوأ من حيث شاء ).
ذکر شده که إطفير در همان شبها از دنيا رفت و پادشاه، زن إطفير را که اسمش راعيل بود به ازدواج يوسف در آورد. به نظر عده اي، راعيل را به علت اينکه إطفير به زنان نزديک نميشد، هنوز دختر ميدانستند. يوسف با او ازدواج کرد و راعيل دو پسر برايش به دنيا آورد: أفرائيم بن يوسف و ميشا بن يوسف. أفرائيم پدر نون است و نور پدر يوشع بن نون، و همچنين پدر ( رحمة ) است که زن ايوب عليه السلام بود. " روايت ابن اسحاق تمام شد.
وقتي که حکايت محمد بن اسحاق از قصه هاي تاريخي قديمي است، و براي آن سند متصلي پيدا نميشود و ظن غالب بر اين است که اين داستانها را از علماي اهل کتاب ( يعني يهود و نصاري ) گرفته است، ما نه مي توانيم آن را تصديق و نه مي توانيم آن را تکذيب کنيم، و ما نيز آن را به عنوان يک حکايت نه چيزي ديگر، حساب ميکنيم و علم به حقيقت اين امر را به خداوند عزوجل واگذار ميکنيم.
بخاطر اينکه مشغول شدن به اين غرائب و تفاصيل حالاتي که متعلق به امور دين و رسالت آن نيست، و نيز از مشغول شدن به آن نيز هيچ فايده اي انتظار نميرود، بهتر اين است که به آن مشغول نشويم و به همين خاطر نيز تفصيل آن در روايات که نيامده، بلکه در دين نيز از آن ذکري به ميان نيامده، و اگر اين امر از اموري بود که فهميدنش نفعي برايمان داشت، شايسته بود که توسط رسول الله صلي الله عليه و سلم، خبرش به ما برسد.

آينده اسلام در آمريكا

 

شانس موفقيّت اسلام در آمريكا و  رسالت مسلمانان آمريكا

از نظر بسياري از رهبران اسلامي آمريكا، اسلام با سرعت شتاب گيرنده اي در اين كشور حركت مي كند، به طوري كه از مرز كالج ها، مدارس و دانشگاه ها گذشته و حتي به زندان ها نفوذ كرده است. البته برخي از پژوهشگران با چنين ادعايي موافق نبوده و آن را نوعي خوش بيني بيش از حد، كه عمدتاً علايق و كشش هاي ايدئولوژيكي در آن مؤثرند، تلقّي نموده اند. لاري پاستون در زمره پژوهشگراني قرار دارد كه با چنين نظري درباره رشد مسلمانان چندان موافق نيست. به نظر وي گرچه فعاليت مسلمانان در يك مسير صعودي حركت مي كند، ولي سرعت آن كند است و مهم تراين كه بيش تر مسلمانان آمريكا روز به روز بيش تر از گذشته استحاله فرهنگي مي شوند و به قولي سبك زندگي و رفتار اجتماعي و بسياري ديگر از وجوه زندگي فرهنگي اين كشور را مورد تقليد قرار داده و آسيميله (تشبه پيدا كردن به قومي يا گروهى) شده اند. از سويى، اگر چه سازمان هاي فعال مسلمانان رو به ازدياد است، ولي در عين حال اين سازمان ها از لحاظ منابع مالى، حجم، تعداد اعضا و نظم تشكيلاتي با مشكلات عديده اي رو به رو هستند. بدتر از همه اين كه سازمان هاي مذكور نه تنها بدون ارتباط و همكاري با يكديگر عمل مي كنند، بلكه در بسياري موارد عليه يكديگر صف آرايي مي نمايند. و سرانجام اين كه فرقه گرايي بر اساس برداشت هاي متفاوت از اسلام و قرآن، گروه ها و فرقه هاي مسلمان را به نفي ايدئولوژيكي يكديگر واداشته و دامنه اين قضيه به حملات انتقادي و گاه به برخوردهاي فيزيكي فرقه ها كشيده شده است. خلاصه اين كه قسمت قابل توجهي از انرژي و نيروي فكري و مالي مسلمانان اين كشور به دليل همين درگيري ها به هدر مي رود.

شانس موفقيّت اسلام در آمريكا

درباره اين كه آيا اسلام در آينده به صورت يك نيروي مذهبي قدرتمند در آمريكا درخواهد آمد يا نه، ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد. برخي با بررسي جريانات فعلي اسلامي اين كشور، به اين جمع بندي رسيده اند كه ادامه روند كنوني به نفع اسلام و ْ مسلمانان در آمريكا نخواهد بود؛ زيرا نتيجه اي جز ايجاد تفرقه و تحليل رفتن تدريجي نيروهاي مسلمان و كم رنگ شدن جاذبه هاي اسلام در پي نخواهد داشت. برخي نيز با استناد به گفته هاي مسلمانان و صاحب نظران مسائل مذهبى، شانس خوبي براي رشد سريع تر اسلام در آمريكا مي بينند؛ البته مشروط به اين كه مسلمانانِ فعلىِ اين ْ كشور، از زمينه هاي موجود كنوني به درستي بهره برداري كنند و از طريق روش هاي مناسب و با شناخت پتانسيل هاي موجود جامعه آمريكا، اسلام را به درستي عرضه نمايند. برخي از تحقيقاتي كه درباره جنبش هاي مذهبي سه دهه گذشته، مخصوصاً دهه هاي 1960 و 1970 صورت گرفته، حاكي است كه تعداد فزاينده اي از مردم آمريكا، مخصوصاً جوانان اين كشور با سرخورده شدن از تعاليم مسيحيت و يهوديت، كه در آنها به جاي استفاده از عقل و منطق، عمدتاً به بُعد احساسي انسان تأكيد شده و در عين حال پتانسيل انسان ها دست كم گرفته شده، در جست و جوي رستگاري از طريق دست يابي به مذاهبي هستند كه در آنها ضمن تأكيد به عقل و تجربه و ديسيپلين به پتانسيل و استعداد ذاتي انسان نيز توجه شايسته اي شده است. در همين زمينه (جكوب يندلمن) طي تحقيقات خود درباره گرايشات جديد مذهبي جوانان به اين نتيجه رسيد كه، جوانان امروزي در صدد يافتن ايماني هستند كه علاوه بر مراسم مذهبي و داشتن ديسيپلين و متد برخورد عقلاني و منطقي به جاي برخورد صرفاً احساسى، به قدرت خلاّقه انسان ها در تكامل بخشيدن به وضعيت خويش نيز تأكيد ورزد.   از اين رو، با توجه به خصوصيات مذكور مي توان به خوبي دريافت كه اسلام داراي پتانسيل بزرگي براي بسط و گسترش خود در جهان غرب مي باشد. به نظر اين دسته از متخصصان اگر مسلمانان آمريكا در جريان جنبش هاي مذهبي دهه هاي 1960 و 1970 به صورت متحد گونه بسيج مي شدند، مي توانستند تعداد زيادي را به اسلام سوق دهند.

 

واقعيت امروز زندگي ما

 

 

ما امروز خانه‌هاي بزرگتر اما خانواده‌هاي كوچكتر داريم؛ راحتي بيشتر اما زمان كمتر، مدارك تحصيلي

بالاتر اما درك عمومي پايين‌تر؛ آگاهي بيشتر اما قدرت تشخيص كمتر داريم. متخصصان بيشتر اما

مشكلات نيز بيشتر، داروهاي بيشتر اما سلامتي كمتر.

 بدون ملاحظه ايام را ميگذرانيم، خيلي كم مي‌خنديم، خيلي تند رانندگي مي‌كنيم،...

 خيلي زود عصباني مي‌شويم، تا ديروقت بيدار مي‌مانيم، خيلي خسته از خواب برمي‌خيزيم، خيلي كم

مطالعه مي‌كنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه مي‌كنيم و خيلي بندرت دعا مي‌كنيم. چندين برابر مايملك

داريم اما ارزشهايمان كمتر شده است، خيلي زياد صحبت مي‌كنيم، به اندازه كافي دوست نمي‌داريم و

خيلي زياد دروغ مي‌گوييم.

زندگي ساختن را ياد گرفته‌ايم اما نه زندگي كردن را، تنها به زندگي سالهاي عمر را افزوده‌ايم و نه زندگي

را به سالهاي عمرمان. ما ساختمانهاي بلندتر داريم اما طبع كوتاه‌تر، بزرگراههاي پهن‌تر اما ديدگاههاي

باريك‌تر، بيشتر خرج مي‌كنيم اما كمتر داريم، بيشتر مي‌خريم اما كمتر لذت مي‌بريم.

 ما تا ماه رفته و برگشته‌ايم اما قادر نيستم براي ملاقات همسايه جديدمان از يك سوي خيابان به آن سو

برويم. فضاي بيرون را فتح كرده‌ايم اما نه فضاي درون را، ما اتم را شكافته‌ايم اما نه تعصب خود را. بيشتر

مي‌نويسيم اما كمتر ياد مي‌گيريم، بيشتر برنامه مي‌ريزيم اما كمتر به انجام مي‌رسانيم.

 عجله كردن را آموخته‌ايم و نه صبر كردن، درآمدهاي بالاتر را داريم اما اصول اخلاق پايين‌تر.

 اكنون زمان غذاهاي آماده اما دير هضم است، مردان بلند قامت اما شخصيت‌هاي پست، سودهاي كلان 

ما روابط سطحي.

 فرصت بيشتر اما تفريح كمتر، تنوع غذايي بيشتر اما تغذيه ناسالم‌تر، درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر،

منازل رؤيايي اما خانواده‌هاي از هم پاشيده.

 بدين دليل است كه پيشنهاد مي‌كنم از امروز شما هيچ چيزي ر ا براي موقعيتهاي خاص نگذاريد زيرا هر

روز زندگي يك موفقيت خاص است.

 در جستجوي دانش باشيد، بيشتر بخوانيد، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين كنيد بدون آنكه توجهي

به نيازهايتان داشته باشيد. زمان بيشتري را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذاي مورد علاقه‌تان را

بخوريد و جاهايي را كه دوست داريد ببينيد، زندگي فقط حفظ بقا نيست بلكه زنجيره‌اي از لحظه‌هاي

لذتبخش است.

 از جام كريستال خود استفاده كنيد، بهترين عطرتان را براي روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه كه دوست

داريد از آن استفاده كنيد.

 عباراتي مانند يكي از اين روزها و روزي را از فرهنگ لغت خود خارج كنيد. بياييد نامه‌اي را كه قصد

داشتيم يكي از اين روزها بنويسيم همين امروز بنويسيم.

 بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم كه چقدر آنها را دوست داريم. هيچ چيزي را كه مي‌تواند به خنده و

شادي شما بيفزايد به تأخير نندازيد.

 هر روز هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نميدانيد كه شايد آن مي‌تواند آخرين لحظه باشد.

عارف و دزد


 
دزدي وارد کلبه فقيرانه عارفي شد اين کلبه درخارج شهر واقع شده بود عارف بيداربود اوجز يک پتو چيزي نداشت.
اوشب ها نيمي از پتو را زير خود مي انداخت ونيمي ديگر را روي خود مي کشيد روزها نيز بدن برهنه خويش را با آن مي پوشاند.
عارف پير دزد راديد وچشمان خود رابست ،مبادا دزد را شرمنده کرده باشد آن دزد راهي دراز را آمده بود، به اميد آنکه چيزي نصيبش شود. اوبايد درفقري شديد بوده باشد، زيرا به خانه محقرانه اين پير عارف زده بود.
عارف پتو را برسرکشيدوبراي حال زار آن دزد و نداري خويش گريست.
“خدايا چيزي در خانه من نيست و اين دزد بينوا بادست خالي و نااميد از اين جا خواهد رفت.
اگر او دوسه روز پيش مرا از تصميم خويش باخبر ساخته بود ،مي رفتم ، پولي قرض مي گرفتم،
وبراي اين مردک بينوا روي تاقچه مي گذاشتم”
آن عارف فرزانه نگران نبود که دزد اموال اوراخواهد برد اونگران بود که چيزي در خور ندارد تا نصيب دزد شود واوراخوشحال کند.
داخل خانه عارف تاريک بود. پيرمرد شمعي روشن کرد تا دزد بتواند درپرتو آن زمين نخورد وخانه را بهتر وارسي کند.
استاد شمع را برد تا روي تاقچه بگذارد که ناگهان با دزد چهره به چهره برخورد کرد دزد بسيار ترسيده بود.
او مي دانست که اين مرد مورد اعتماد اهالي شهر است بنابر اين اگر به مردم موضوع دزدي او را بگويد همه باور خواهند کرد.
اما آن پير عارف گفت: نترس آمده ام تا کمکت کنم داخل خانه تاريک است. وانگهي من سي سال است که در اين خانه زندگي مي کنم وهنوز هيچ چيز در آن پيدا نکرده ام بيا با هم بگرديم اگر چيزي پيدا کرديم پنجاه پنجاه تقسيمش مي مي کنيم .
البته اگر تو راضي باشي. اگر هم خواستي مي توني همه اش را برداري زيرا من سالها گشته ام و چيزي پيدا نکرده ام .پس همه آن مال تو. بالاخره يابنده تو بودي.
دل دزد نرم شد. استاد نه او را تحقير کرد نه سرزنش.
دزد گفت: مرا ببخشيد استاد. نمي دانستم که اين خانه شماست وگرنه جسارت نمي کردم.
عارف گفت: اما درست نيست که دست خالي از اين جابروي.من يک پتو دارم هوا دارد سرد مي شود لطف کن و اين پتو را از من قبول کن.
استاد پتو را به دزد داد دزد از اينکه مي ديد در آن خانه چيزي جز پتو وجود ندارد شگفت زده شد سعي کرد استاد را متقاعد کند تا پتو را نزد خود نگه دارد.
استادگفت: احساسات مرا بيش از اين جريحه دارنکن دفعه ديگر پيش از اين که به من سري بزني مرا خبر کن .
اگر به چيزي خاص هم نياز داشتي بگو تا همان را برايت آماده کنم تو مرا غافلگير و شرمنده کردي.
مي دانم که اين پتوي کهنه ارزشي ندارد اما دلم نمي آيد تو را بادست خالي روانه کنم لطف کن وآن را از من بپذير. تا ابد ممنون تو خواهم بود.
دزد گيج شده بود او نمي دانست چه کار کند. تا کنون به چنين آدمي برخورد نکرده بود. خم شد
پاهاي استاد را بوسيد پتو را تا کرد و بيرون رفت.
او وزير و وکيل و فرماندار ديده بود ولي انساننديده بود.
پيش از انکه دزد از خانه بيرون رود استاد صدايش کرد وگفت:
فراموش نکن که امشب مرا خوشحال کردي من همه عمرم را مثل يک گدا زدگي کرده ام.
من چون چيزي نداشتم از لذت بخشيدن نيز محروم بوده ام اما امشب تو به من لذت بخشيدن را چشاندي ممنونم.
هوا سرد شده بود. استادمي لرزيد.
استاد نشست وشعري سرود:
دلي دارم خواهان بخشيدن به همه چيز
اما دستاني دارم به غايت تهي
کسي به قصد تاراج سرمايه ام آمده بود
خانه خالي بود واوبادلي شکسته باز گشت.
اي ماه کاش امشب از آن من بودي، تو را به دزد خانه ام مي بخشيدم.

احکام قربانی


 

 تعریف قربانی:

قربانی (اضحیه) در لغت به حیوانی اطلاق میشود كه قرار است ذبح شود؛یا حیوانی كه در ایام عید قربان ذبح میشود.

و در اصطلاح: قربانی عبارتست از ذبح حیوانی مخصوص، در زمانی مخصوص، به نیّت نزدیکی و تقرّب به الله عزّوجّل(1).

یا آنچه كه در روزهای قربانی (دهم تا سیزدهم ذی الحجه) بمنظور نزدیکی به خداوند متعال ذبح میشود. و... سبب نامگذاری آن به (أضیحه) برای این است که در وقت ضحی یا چاشت قربانی میشود.

ادامه نوشته

شعر زیبا

 

يک نفر نيست بپرسد از من

که تو از پنجره عشق چه ها مي خواهي؟

صبح تا نيمه شب منتظري

همه جا مي نگري

گاه با ماه سخن مي گويي

گاه با رهگذران،خبر گمشده اي مي جويي !

راستي گمشده ات کيست؟کجاست؟

صدفي در دريا است؟

نوري از روزنه فرداهاست

يا خدايي است که از روز ازل پنهان است؟ 

انواع عقدهاي باطل و صحيح

 

 

 

دکتر وهبه زحيلي

 

در عصر حاضر پاره‌اي از عقد و نكاح‌ها انجام مي‌گيرند كه آگاهي از حكم شرعي‌شان

مطلوب است و

مهم‌ترين آنها عبارتند از:

 

 

 

1- عقد موقت

 

ازدواج موقت ـ هم‌چنان كه پيش‌تر نيز به آن اشاره شد ـ ‌آن است كه زني به مدت

چند روز، چند ماه و يا

چند سال به نكاح مردي دربيايد. اين نوع از نكاح باطل و نامشروع است. زيرا در

اين‌گونه نكاح هدف اصلي

همان تمتع است. و در عقود و قراردادها ملاك مفهوم آنهاست و از طرف ديگر عقد

ازدواج مشروع همان

عقد دائمي است.

لطفا عقدهای دیگر را در ادامه مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

آمار دقيق جمعيت مسلمانان اروپا

 

 

 

روزنامه كلنر اشتادت انسايگر چاپ آلمان طى يك گزارش مفصل آمار جمعيت مسلمان

اروپا را اعلام كرد.

پس از سوء قصدهاى تروريستى در لندن توجه جوامع غرب به صورت خاص به حضور

مسلمانان در اروپا

جلب شده است. براساس آخرين آمار از مجموع 455 ميليون نفر جمعيت اروپا، 15

ميليون (3/3 درصد) آن

را مسلمانان تشكيل مى‌دهند .

 

اين نسبت در كشورهاى آلمان، فرانسه، اتريش و هلند بيش از ساير نقاط اروپاست.

گفته مى شود تنها

تعداد اندكى از آنان افراطى هستند. به گزارش ايكرو، 4 درصد جمعيت آلمان (2/3

ميليون) را مسلمانان

تشكيل مى‌دهند كه پس از مسيحيت دومين دين بزرگ در اين كشور محسوب مى

شود. از اين تعداد، 4/2 ميليون نفر ترك هستند و بقيه از اتباع يوگسلاوى سابق،

كشورهاى عربى و ايران به شمار مى‌روند .

 

در انگلستان كه 60 ميليون جمعيت دارد، مسلمانان 2 ميليون نفر، يعنى 3 درصد

جمعيت را به خود اختصاص داده‌اند. غالب اين افراد از كشورهاى مستعمره سابق

انگليس و به ويژه از پاكستان و بنگلادش هستند .

همچنين آمار مسلمانان جمعيت 60 ميليونى فرانسه 6 ميليون نفر ذكر شده است

كه عمدتاً از كشورهاى تحت استعمار سابق هستند و در طول زمان به اين كشور

مهاجرت كرده و به صورت دائم اقامت گزيده اند. تعداد قابل توجهى نيز از تركيه

هستند . در هلند كه جمعيت آن 16 ميليون نفر است، تعداد مسلمانان 900 هزار نفر

تخمين زده شده است. آنان

بيش از هزار نفر آلماني در سال 2005 به اسلام گرويده‌اند

القدس العربي: بنابر اعلام آموزشكده مركزي محفوظات اسلامي آلمان، بيش از هزار

نفر آلماني در سال جاري ميلادي به دين مبين اسلام گرويده‌اند .

سليم عبدالله مدير اين آموزشكده در مصاحبه با روزنامه برلينر سايتونگ اعلام كرد: اين

تعداد نو مسلمان، جمعيت قابل توجه‌اي هستند .

وي با اشاره به آمار آموزشكده محفوظات اسلامي افزود: در ميان سه ميليون و

دويست‌هزار مسلمان ساكن آلمان، 14235 نفر مسلمان آلماني وجود دارد و زنان با 62

 درصد دو سوم مسلمانان آلماني‌الاصل را تشكيل مي‌دهند .

مدير آموزشكده محفوظات اسلامي نيز گفت: اكثر زنان مسلمان آلماني‌الاصل داراي

تحصيلات عاليه و درآمد خوبي هستند و فقط عده اندكي بر اثر ازدواج با مسلمانان به

دين اسلام مشرف شده‌اند .

 

 هيچ گاه مشكل و اصطكاكى با ديگر سكنه اين كشور نداشته اند، اما پس از نوامبر 2004 يعنى زمانى كه قتل تئوون گوگ (كارگردانى كه به مقدسات اسلامى اهانت

كرده بود) از سوى يكى از مسلمانان مهاجر صورت گرفت، تنش هاى شديدى رخ داد و

برخى از مساجد و كليساها در اعتراض به رفتار و عقايد يكديگر به آتش كشيده شد.

غالب مسلمانان هلند را اتباع تركيه تشكيل مى دهند .

اين گزارش كه در روزنامه كلنر اشتادت انسايگر چاپ آلمان منتشر شد، حاكى است:

در اتريش 340هزار مسلمان در ميان 1/8 ميليون تن جمعيت اين كشور شمارش

شده‌اند كه 4 درصد جمعيت را تشكيل مى‌دهند. اين مسلمانان عمدتاً از بوسنى

هرزگوين به اتريش مهاجرت كرده‌اند. اتباع تركيه و مسلمانان مهاجر از ساير

كشورهاى اسلامى به ترتيب اقليت‌هاى بعدى اتريش را تشكيل مى‌دهند. بلژيك با

داشتن 3/10 ميليون جمعيت 380هزار مسلمان (7/3درصد) را در خود جاى داده

است. بخش عمده اين افراد از مراكش و تركيه هستند .

قابل ذكر است در آمار مختص كشورهاي اروپاي غربي مي‌باشد و در آن شمار

مسلمانان قفقاز، روسيه، اروپاي شرقي، بالكان و تركيه ذكر نشده‌ است .

 

 

 

پنچ چيز در پنچ چيز پنهان است:

 

 

 

 

 

بزرگان دين مي فرمايند پنچ چيز در پنچ چيز پنهان است:

 

 

1- عزت در طاعت و بندگي

 

2- ذلت و خواري در معصيت

 

3- تو انگري در قناعت 

 

4- هيبت و قدرت در قيام شب

 

5- حکمت و دانش در شکم خالي

 

اخلاق از دیدگاه قران

پاره اى از آيات اخلاقى ، به عبارت ديگر اخلاق از ديدگاه قرآن را به نظر مباركتان مى رسانيم كه بطور گذرا و اشاره آورده و فقط به ترجمه آيات اكتفاء نموده ايم . قال الله تعالى : و انك لعلى خلق عظيم ، براستى از براى تو است (اى محمد) اخلاق عظيم . (8)  قال الله تعالى : لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنه ، مسلما براى شما در زندگى رسول خدا سر مشق نيكوئى بود. (9)  در سوره مريم فرمود: آن الذين امنو و عملو الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا (10)  مسلما كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام داده اند خداوند رحمان محبتى براى آنان در دلها قرار مى دهد. اخلاق حسنه از بر جسته ترين اوصاف انبياء و سفيران الهى در زمين است . معجزات پيامبران در سايه اخلاق نيكويشان به وقوع پيوست ، بطوريكه خداوند در يكجا اخلاق و خلق عظيم پيامبرش ، حضرت ختمى مرتبت را مى ستايد. و در جاى ديگر قرآن ، پيامبر هظيم الشاءنش را الگو و اسوه حسنه معرفى نموده و بشريت را به پيروى و اطاعت محض از آن حضرت دعوت مى نمايد. قال الله تعالى : قل آن كنتم تحبون الله فاتبعونى يحببكم الله . (11) (اى امت )، اگر شما خداوند را دوست مى داريد، پس از من اطاعت كنيد، خدا هم شما را دوست خواهد داشت . اين مفاهيم بلند قرآنى ، گوياى اين حقيقت است ، كه اخلاق حسنه از امتيازات بزرگ انبياء و اولياء گرامى خدا بر ساير بشريت است . پس سعى كنيم به اخلاق نيكوى پيامبران الهى ، خاصه حضرت ختمى مرتبت عليه السلام متخلق و متصف گرديم .
اخلاق قرآنى 
قال الله تبارك و تعالى : و عباد الرحمن الذين يمشون على الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما ، (12)  بندگان خاص خداوند رحمان ، كسانى هستند كه با آرامش بى تكبر بر روى زمين راه مى روند و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند و سخنان نابخرادانه گويند به آنها سلام مى گويند و با بى اعتنايى و بزرگوارى مى گذرند. قال الله تعالى : و نفس و ما سويها، فالهمها فجورها و تقويها قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها (13)  قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را آفريده و منظم ساخته ، سپس فجور. تقوى را به او الهام كرده است ، كه هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرده رستگار شده ، و آنكس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته ، نوميد و محروم گشته است . قال الله تعالى : و نفس و ما سويها، فالهمها فجورها و تقويها و قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها (14) 
قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را آفريده و منظم ساخته ، سپس فجور و تقوى را به او الهام كرده است ، كه هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرده و رستگار شده ، و آنكس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته ، نوميد و محروم گشته است .
قال الله تعالى : فهديناه النجدين (15)  و او را به راه خير و شر هدايت كرديم .
قال الله تعالى : من اهتدى فانما يهتدى لنفسه و من ضل فانما يضل عليها و لا تزر وازرة وزر اخرى و ما كنا معذبين حتى نبعث رسولا (16) 
هر كس راه هدايت يافت ، براى خود هدايت يافته و آن كس كه گمراه گردد، به زيان خود گمراه شده است و هيچكس گناه ديگرى را به دوش نمى كشد و ما هرگز قومى را مجازات نخواهيم كرد، مگر آنكه پيامبرى مبعوث كرده باشيم ، تا وظايفشان را بيان كند.

بررسی خود ارضایی از نقطه نظر علمی


بررسی خود ارضایی از نقطه نظر علمی

 

 

 

 

فروید، "پدر" علم روانکاوی، بر این باور است که برقراری رابطه جنـسی در انسان از دو خـواستگاه متفاوت نشات می گیرد. رویـکرد اولـیه غـریزی یـا فیزیـولوژیـک اسـت و دیـگری پـی آمد مـاهیـت نفسانی-عـاطفی انسـان ـ است. با در نظر گرفتن دیـدگاه فیـزیولوژیک، رابطه ی جنسی در نتیجه رشـد ویژگی های ابتدایی جنسی در افراد ایجاد می شود. به عبارت دیگر انسان ها زمانی که از نظر جسمی به رشد کافی میرسند، آمـادگی بـرقرای ارتبـاط جنسی را پیدا می کنند. (این دوران که بلوغ نام دارد، در خانم ها در سن 18 سالگی و در آقایون در سن 21 سالگی به آخرین مرحله ی خود می رسد.)

ادامه نوشته

یادم باشد

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند.

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند، نه آن گونه که می خواهم باشند.

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد.

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد.